مشقهای کلاسی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

گوش کن جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا چشم تو زینت تاریکی نیست پلکهارا بتکان کفش بپا کن و بیا

سهراب سپهری

سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کرده است حجمی از تصویری آگاه که ز مهمانی یک آینه بر میگردد – فروغ

به سراغ من اگر میایید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من – سهراب

مرد جنگی به روز صلح با خود می جنگد – نیچه

زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است

سهراب سپهری

و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود

و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید.

۴ بهمن ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق یک نظر

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست که در هوای تو می سوزم و خوشم

شهریار

خط لاتین (انگلیسی)

 

۶ دی ۱۳۹۰
متفرقه لا نظرات

در زندگی زخم هایی ….

از بوف کور – اثر زنده یاد صادق هدایت

چلیپا – خیام

 

 

گر کار فلک به عدل سنجیده بدی   احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون   کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

نیکی و بــدی که در نهــــاد بشر است     شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چــــرخ مکن حواله کاندر ره عقــل     چرخ از تــو هزار بار بیچاره تر است

………………………..

ایکاش کـــه جــای آرمـیـــدن بــودی       یــا ایـن ره دور را رسیـــــدن بــودی
کاش از پی صد هزارسال از دل خاک          چون سبــزه امیــد بر دمیــــدن بـودی

…………..

یک قطره ی آب بود با دریا شد            یک ذره ی خاک با زمین یکجا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست        آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

۳۰ آبان ۱۳۹۰
چلیپای شکسته لا نظرات

افسوس که سرمایه زکف بیرون شد

افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
وز دست اجل بسی جگرها خون شد
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
کاحوال مسافران دنیا چون شد

خیام

چند تا چلیپا از اشعار خیام

  

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد   چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه زمزمی و گر آب حیات   آخر به دل خاک فرو خواهی شد

 

تا کـــی ز چـــــراغ مسجـــد و دود کنشت؟   تا کـــــی ز زیـــــــــان دوزخ و سود بهشت؟
رو بر ســر لــــــوح بیــــن کـــــه استاد قضا    از روز ازل آن چــــه بودنــــی بود نوشت

***

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا      بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که من می نخورم   صد کار کنی که می غلام است آنرا

۲۴ آبان ۱۳۹۰
چلیپای شکسته یک نظر

نیایش های دکتر شریعتی

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر.

خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.

خدایا !آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند.

۲۶ مهر ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق یک نظر

ای نور چشم من

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

تا ساغرت پراست بنوشان و نوش کن

حافظ

۱۲ شهریور ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق لا نظرات

اسرار ازل – خیام

                

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی ونه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

 

۶ شهریور ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق ۲ نظر

چند قطعه تمرینی زیبا از جناب کوهیارعزیز

 


کوهیار جان موفقیت جنابعالی را در آزمون انجمن خوشنویسان تبریک عرض می کنم ، همواره سربلند و موفق باشی.

۶ مرداد ۱۳۹۰
متفرقه ۲ نظر

ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من

تقدیم به …

 

ارغوان
بیرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش.
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من.

(عذر خواهی از کیفیت نا مطلوب تصویر)

به پدرها و مادرها

أن اشکرلی و لوالدیک

به انسان سفارش کردیم که شکر گزار من و پدرومادرت باش

سوریه لقمان ۱۴آیه

۵ خرداد ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق ۲ نظر

تصاویری ازنمایشگاه تذهیب گروه آرام جان – نگارخانه برج میلاد

( با تشکر از معاونت محترم فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مدیریت محترم نگارخانه برج میلاد )

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
متفرقه ۳ نظر

اطلاعیه برگزاری نمایشگاه تذهیب

 

نمایشگاه تذهیب گروه آرام جان

(خانم لیلا بیرامی و هنر جویان)

مرکز همایشهای برج میلاد

گالری هنری تهران

 افتتاحیه ساعت ۱۶ تا ۱۸ روز شنبه مورخ            

 ۱۰/۲/۱۳۹۰ بمدت یک هفته

بازدید برای عموم : ۹صبح تا ۹ شب

 

۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
دسته‌بندی نشده لا نظرات

حال من بنگر

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر 
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی 
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم 
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر…

«راز دل» شاعر : بهادر یگانه – با صدای علیرضا قربانی 

۱۸ فروردین ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق ۲ نظر

محنت دوست

بتاهلاک شود دوست در محنت دوست

که  زندگانی او  در  هلاک بودن  اوست

۱۵ فروردین ۱۳۹۰
شکسته نستعلیق ۲ نظر

کمی از خودت جا بگذار…

کمی از خودت جا بگذار

همین حوالی تقدیرم

رنگهای درهم پاشیده ات را

روی این بی نقشی دیرین

دوست میدارم

۲۵ اسفند ۱۳۸۹
شکسته نستعلیق ۳ نظر

مشقهای کلاسی

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان / راه بجایی نبرد هرکه به اقدام رفت

حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلی است / تا نپنداری که احوال جهانداران خوش است

 

۱۹ اسفند ۱۳۸۹
شکسته نستعلیق ۳ نظر

شیخ ابوالحسن خرقانی ( با تذهیب خانم لیلا بیرامی )

 

حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی قدس الله تعالی ٬ بر سر در خانقاه خود نوشته بود:

هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ٬ چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد ٬ البته بر

خوان ابوالحسن به نان ارزد.

۱۷ آذر ۱۳۸۹
شکسته نستعلیق ۴ نظر